ابزار هدایت به بالای صفحه

تارنمای تخصصی تاریخ ایران

راه در جهان یکی است و آن راه ؛ راستی است

تارنمای تخصصی تاریخ ایران

راه در جهان یکی است و آن راه ؛ راستی است

اسلایدر

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قیام بر علیه اعراب» ثبت شده است

قیام استاسیس

سوشیانت | پنجشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۰۹ ق.ظ | ۰دیدگاه

خیزش استاسیس

 

استاسیس . [ اُ ] (اِخ ) استادسیس . یکی از مخالفین سلطه ٔ عرب در ایران . استاسیس بسال 150 هَ . ق . در خراسان بنام ابومسلم قیام کرد و درمدتی اندک چنانکه طبری و ابن اثیر روایت کرده اند، سیصد هزار مرد بدو گرد آمدند. از نسب استاسیس در منابع موجوده چیزی بدست نمی آید، اما ابن اثیر در کامل التواریخ می نویسد: «گفته اند که او جد مادری مأمون و پدر مراجل مادر مأمون است

  • سوشیانت

ابومسلم ،مبارز میهن پرست

سوشیانت | يكشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۲، ۰۷:۱۶ ب.ظ | ۰دیدگاه

زندگی نامه ابومسلم

هر ایرانی باید ابومسلم خراسانی را بشناسد او اولین کسی بود که بعد از گذشت یک قرن کشور را از تسلط اعراب نجات داد و عشق به وطن پرستی را در دلها زنده کرد هنگامی که لشکر ایران شکست خورد و اعراب وارد سرزمین ایران شدند.طبق رویه جنگ های قبلی خود  به هر شهری که حمله می کردند,باید اهالی آن شهر,دین اسلام را بپذیرند.اگر آنان مقاومت می کردندمردان آنان به قتل می رسیدند و زنان و دختران آنان برای کنیز به عربستان فرستاده می شوند.حتی زنان شوهر دار نیز برای عرب ها حلال شده بودند.وآنان مالک هست ونیست شهر به اشغال در آمده می شدند اگر تسلیم می گشتند یا باید دین اسلام را بپذیرند یا مبلغی را بعنوان جزیه به حکومت وقت پرداخت نمایند.

با این حال سرزمین های به اشغال در آمده توسط اعراب اداره می شدند و آنان تلاش داشتنداین سرزمین ها را بطور کامل به روش فرهنگ و خلق و خو یاعراب دراورند  هنگام حمله اعراب شهر های زیادی همچون خوزی ها(خوزستان),مناطق کرد نشین,شهر ری  نهاوند,آذربایجان,طبرستان(سرزمین های حاشیه دریای خزر) و خراسان در  برابر این حمل مقاومت کردند تا جایی که خلفای عرب ناچار شدند چندین بار به این شهرها لشکر کشی کنند.شهر اصفهان شهری بود که اشراف آن بخاطر آنکه مورد هجوم اعراب واقع نشوند و جزیه ای هم پرداخت نکنند خیلی زود پذیرفتند.      

  • سوشیانت

بابک خرمدین قهرمان ملی

سوشیانت | دوشنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۱:۴۲ ب.ظ | ۰دیدگاه

بابک خرمدین ابرقهرمان ایرانی

بابک سردار بزرگ ایرانی و قهرمان ملی ایرانیان،نقطه تاریک تاریخ ما و چالش کتاب های تاریخی درسی ما می باشد که کمتر و یابه نوعی اصلا در مورد آن اطلاع رسانی نشده است.شاید کمتر کسی از آرمان ها و زحمات او خبر داشته باشد،در صورتی که دین زیادی از او بر گردن ما می باشد.

بابک خرمدین بنیان گذار یکی از بزرگترین جنبش هایی که برای کوتاه کردن دست تازیان در ایران آغاز شد جنبش ملی خرمدینان در قرن دوم و سوم هجری بود ملت ایران که در این تباهی هیچ نقشی نداشت تا آخرین دم برای کشورشان جان فشانی کردند در آذربایجان خرمدینیان در گیلان و طبرستان مردم تا دوبیست سال در برابر تازیان مقاومت کردند در ناحیه خراسان آزاد مردی بنام یعقوب لیث صفاری تا زمانی که بیماری او را از پای در نیاورده بود در برابر تازیان مقاومت کرد.

اینجاست که بزرگی روح ملتی ثابت می شود در حالی که تازیان شام و مصر و شمال آفریگا فرهنگ و تمدن آنها را نابود کردند و امروز کوچکترین اثری از زبان آنها نیست اما ایران هنوز زنده است.

  • سوشیانت

پاپک خرمدین نقطه تاریک تاریخ

سوشیانت | جمعه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۱، ۱۲:۱۱ ق.ظ | ۰دیدگاه


 

بابک خرمدین

بابک خرم دین بزرگ مرد اصیل ایرانی ، شیرمردی که 22 سال در برابر تجاوز ننگین اعراب به خاک میهن، مردانه مقاومت وایستادگی کرد و در نهایت با غدعه و نیرنگ از پا در آمد.
به راستی که اسطوره ایستادگی ، مقاومت و آزادگی در این سرزمین مردی استوار همچون بابک خرمدین هست ، ایستادگی او لرزه بر تن دشمنان ایران زمین می انداخت ، مقاومتش سیاهی ها را کنار می زد و آزادگی اش در این کرده خاکی زبان زد همه انسان ها بود . یاد و خاطر این اسطوره و مبارز ملی را گرامی می داریم .

بابک رهبر اصلی شورشیان ایرانی خرمدین است که بعد از مرگ ابومسلم بر خلافت عباسی شوریدند. خرمدینان مرگ ابومسلم را انکار کردند و معتقد بودند که ابومسلم بازخواهد گشت تا عدالت را در جهان برقرار نماید. واقعه‌ای مانند قیام بابک نشان داد که آذربایجانی‌ها ادامه دهنده حس اجداد ایرانی خود هستند. در دوران خلافت عباسیان شمال آذربایجان کانون شورش طولانی مدت و خطرناک برعلیه خلافت بود که توسط بابک خرمدین رهبری می‌شده‌است و بر شمال غرب ایران تاثیر گذاشت و بیش از ۲۰ سال - از ۲۰۱ ه. ق/۸۱۶-۸۱۷ م تا ۲۲۲ ه. ق /۸۳۷ م - طول کشید. از نگاه باسورث این شورش قطعاً پایه‌های دینی داشته ولی ممکن است که پایه‌های سیاسی- اجتماعی نیز داشته باشد. شورش او به روشنی از حس ضد عربی ایرانیان در آذربایجان بهره می‌برده‌است.تعداد نیروهای لشکر بابک را در ابولمعالی ۱۰۰ هزار نفر، در تنبیه الاشراف مسعودی ۲۰۰ هزار نفر ، در تاریخ بغدادی ۳۰۰ هزار نفریا بیشمار و در تبصرة العوام بیشمار ذکر کرده‌اند که بی شک مبالغه آمیز است ولی حداقل دلالت بر بزرگ بودن آن دارد.

  • سوشیانت

قیام مقنع یا سپیدجامگان

سوشیانت | سه شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۱، ۰۸:۰۳ ب.ظ | ۰دیدگاه

خیزش مقنع یا سپیدجامگان

پس از کشتن "ابومسلم" همچون جنبش ­های پرجوش  و خروش، « خیزش المقنع » در ماوراءالنهر بود. مقنع از مردم مرو بود و نام سرشتی وی "حکیم‌بن هاشم" بود او از برای کور بودن یک چشمش از روبند بهره  میبرد و به این انگیزه او را «مقنع» می­خواندند. او در زیرکی و هوش و خردمندی میان مردم زمان خویش سرشناس بود و در آموزش دانش‌های متداول‌آن زمان بسیار کوشید و نسک‌های فراوانی را خواند و در افسون و نیرنگ و تردستی دست توانایی داشت.

او در آغاز کار نزد "ابومسلم خراسانی" رفت و به فراخوان عباسی پیوست و از دسته یاران و سرهنگان ابومسلم شد. چندگاهی نیز دبیر "عبدالجبار"، جانشین ابومسلم بود.

 مقنع در کنار ابومسلم، نقشی پرکار  و کارا در فراخوان عباسی داشت؛ اما‌پس از کشتن ابومسلم که نامردیی آشکار در حق یاران جنبش بود، به سختی از عباسیان روی گردان شد و پس از ابومسلم خواستار الوهیت گردید و این ادعا را تنها به ویژگان و یاران خود هویدا می‌کرد. او به تناسخ باور داشت و می­گفت که فروهر خدا در ابومسلم آشکار شده و فروهر ابومسلم در تن او حلول کرده است.

  • سوشیانت

 

المقنع

المقنع (نقابدار؛ درگذشت ۱۶۳ ه.ق /۷۸۰ م یا بعدتر) رهبر جنبش شورشیان در سغدی بود.

بعد از قتل ابومسلم از جمله نهضت‌­های پرجوش‌وخروش، قیام المقنع در فرارود بود. مقنع از مردم مرو بود و نام اصلی‌اش حکیم بن هاشم بود او به دلیل کور بودن یک چشمش از ماسک استفاده می­کرد و به‌این‌سبب او را مقنع می­خواندند. او در زیرکی و فراست و کیاست بین مردم زمان خویش شهره بود و در تحصیل علوم متداول آن زمان بسیار کوشید و کتب فراوانی را خواند و در طلسم و نیرنگ و شعبده دست توانایی داشت.

او در آغاز امر نزد ابومسلم خراسانی رفت و به دعوت عباسی پیوست و از جمله یاران و سرهنگان ابومسلم شد. مدتی نیز دبیر عبدالجبار، جانشین ابومسلم بود.

مقنع در کنار ابومسلم، نقشی فعال و مؤثر در دعوت عباسی داشت؛ اما پس از قتل ابومسلم که خیانتی آشکار در حق یاران نهضت بود، به شدت از عباسیان روی گردان شد و بعد از ابومسلم مدعی الوهیت گردید و این ادعا را فقط به خواص و اصحاب خود ظاهر می‌کرد. او به تناسخ باور داشت و می­گفت که روح خدا در ابومسلم ظاهر شده و روح ابومسلم در شخص او حلول کرده‌است.

  • سوشیانت
تحلیل آمار سایت و وبلاگ