ابزار هدایت به بالای صفحه

تارنمای تخصصی تاریخ ایران

راه در جهان یکی است و آن راه ؛ راستی است

تارنمای تخصصی تاریخ ایران

راه در جهان یکی است و آن راه ؛ راستی است

اسلایدر

۴۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ادبیات داستانی» ثبت شده است

ذکر ابویزید بسطامی رحمۀ الله علیه در تذکره الاولیا 2

سوشیانت | يكشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۶، ۰۲:۰۸ ب.ظ | ۰دیدگاه

نقل است که شیخ چهل سال در مسجد مجاور بود . جامه مسجد جدا داشتی ، و جامه خانه جدا ، و جامه طهارت جای جدا . و گفت: چهل سال است که پشت به هیچ دیوار بازننهادم ، مگر به دیوار مسجدی ، یا دیوار رباطی . و گفت: خدای تعالی از ذره ذره بازخواهد پرسید . این از ذره ای بیش بود . و گفت: چهل سال آنچه آدمیان خورند نخوردم. یعنی قوت من از جایی دیگر بود. و گفت: چهل سال دیه بان دل بودم. چون بنگرستم زنار مشرکی بر میان دل دیدم .

  • سوشیانت

ذکر ابویزید بسطامی رحمۀ الله علیه در تذکره الاولیا 1

سوشیانت | پنجشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۴:۴۴ ب.ظ | ۰دیدگاه

ابویزید بسطامی رحمۀ الله علیه

آن خلیفه الهی ، آن دعامه نامتناهی ، آن سلطان العارفین ، آن حجۀالخلایق اجمعین ، آن پخته جهان ناکامی ، شیخ بایزید بسطامی رحمۀالله علیه ، اکبر مشایخ و اعظم اولیا بود ، و حجت خدای بود ، و خلیفه بحق بود ، و قطب عالم بود ، و مرجع اوتاد ، و ریاضات و کرامات و حالات و کلمات او را اندازه نبود و در اسرار و حقایق نظری نافذ ، و جدی بلیغ داشت ، و دایم در مقام قرب و هیبت بود .

  • سوشیانت

دیباچه گلستان سعدی

سوشیانت | پنجشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۴:۲۴ ب.ظ | ۰دیدگاه

بسم الله الرحمن الرحیم

منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمتی شکری واجب .

  • سوشیانت

فرازی از دیباچه کلیله و دمنه

سوشیانت | سه شنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۳۲ ق.ظ | ۱دیدگاه

کلیله و دمنه

سپاس و ستایش مرخدای را جل جلاله که آثار قدرت او بر چهره روز روشن تابان است و انوار حکمت او در دل شب تار درفشان ، بخشاینده ای که تار عنکبوت را سد عصمت دوستان کرد ، جباری که نیش پشه را تیغ قهر دشمنان گردانید ، در فطرت کاینات به وزیر و مشیر و معونت و مظاهرت محتاج نگشت ، و بدایع ابداع در عالم کون و فساد پدید آورد ، و آدمیان را بفضیلت نطق و مزیت عقل از دیگر حیوانات ممیز گردانید ، و از برای هدایت و ارشاد رسولان فرستاد تا خلق را از ظلمت و ضلالت برهانیدند ،

  • سوشیانت

هفت خوان رستم

سوشیانت | دوشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۴۱ ب.ظ | ۰دیدگاه

 نگاهی به هفت خوان

در سفری که رستم از سیستان به مازندران می رود تا کیکاوس را رها سازد ، برای او حوادثی پیش می آید که آنها را هفت خوان رستم می نامیم و عبارتنداز:

1. کشتن شیر 2.نجات از گرما و تشنگی 3.کشتن اژدها 4.هلاک کردن گنده پیر جادو 5. اسیر کردن اولاد دیو 6.کشتن ارژنگ دیو7.هلاک کردن دیو سفید.

  • سوشیانت

جایگزین برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه 5

سوشیانت | سه شنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۰۲ ق.ظ | ۰دیدگاه

برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه:

بخش پنجم

دیباچه

به پاس داشت زبان شیوا و شیرین پارسی و با نگرش به اینکه زبان هر مردمی چیستی  فرهنگ آن مردم است، و اینکه بدانیم زبان گفتاری هر سرزمینی بخش جدا نشدنی از فرهنگ، شهرنسینی و کهن نگاری مردمان آن کشور می باشد، پس شایسته نیست با پیشینه درخشان در دانش های گوناگون و کهن و به ویژه ادب‌سار که در هنگام سخن گفتن روزانه واژگان تازی را بکار گیریم.

زمانی که ما  که در زبان پارسی واژه های « آفند، تاخت، تازش، تاخت و تاز، تاختن، تک » را داریم چرا باید واژه ی «حمله» تازی را به کار گیریم، و این همه واژه های خوش آهنگ و دلنشین پارسی ندیده بگیریم و یا چرا به جای واژه تازی «شعر» واژه های زیبای « ترانه، چامه، چکامه، سرود، سروده» را بکار نگیریم.

 خوشبختانه ‌یکی از ویژگی‌های نیرومند زبان پارسی، توانایی درونی آن برای ساختن واژه‌های تازه است به‌گونه‌ای که با پیوند دادن دو یا چند واژه، می‌توان به‌سادگی واژه‌هایی تازه ساخت که همگان آن‌را بفهمند. کاربلد، کارمند، کاردرست، کارجو، کارگر، بیکار همگی واژه‌هایی هستند که از پیوستن «کار» به واژه‌های دیگر درست شده‌اند و یا  دلچسب، دلربا، دلپذیر، دلگیر، دلباز، همدل، یکدل واژه‌هایی هستند که از پیوستن «دل» یا واژه‌های دیگر درست شده‌اند و نمونه‌های آن در زبان پارسی بی‌شمارند.

در اینجا تلاش می نماییم جایگزین واژگان پرکاربرد در گفتگوهای روزانه را نشان دهیم.

تبعیت : فرمانبری

ربع : یک چهارم، چارک

واعظ : سخنور

تنافر : ناسازگاری

غالبا : بیشتر

سمعی : شنیداری

  • سوشیانت

جایگزین برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه 4

سوشیانت | چهارشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۰۶ ق.ظ | ۰دیدگاه

برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه:

بخش چهارم

دیباچه

به پاس داشت زبان شیوا و شیرین پارسی و با نگرش به اینکه زبان هر مردمی چیستی  فرهنگ آن مردم است، و اینکه بدانیم زبان گفتاری هر سرزمینی بخش جدا نشدنی از فرهنگ، شهرنسینی و کهن نگاری مردمان آن کشور می باشد، پس شایسته نیست با پیشینه درخشان در دانش های گوناگون و کهن و به ویژه ادب‌سار که در هنگام سخن گفتن روزانه واژگان تازی را بکار گیریم.

زمانی که ما  که در زبان پارسی واژه های « آفند، تاخت، تازش، تاخت و تاز، تاختن، تک » را داریم چرا باید واژه ی «حمله» تازی را به کار گیریم، و این همه واژه های خوش آهنگ و دلنشین پارسی ندیده بگیریم و یا چرا به جای واژه تازی «شعر» واژه های زیبای « ترانه، چامه، چکامه، سرود، سروده» را بکار نگیریم.

 خوشبختانه ‌یکی از ویژگی‌های نیرومند زبان پارسی، توانایی درونی آن برای ساختن واژه‌های تازه است به‌گونه‌ای که با پیوند دادن دو یا چند واژه، می‌توان به‌سادگی واژه‌هایی تازه ساخت که همگان آن‌را بفهمند. کاربلد، کارمند، کاردرست، کارجو، کارگر، بیکار همگی واژه‌هایی هستند که از پیوستن «کار» به واژه‌های دیگر درست شده‌اند و یا  دلچسب، دلربا، دلپذیر، دلگیر، دلباز، همدل، یکدل واژه‌هایی هستند که از پیوستن «دل» یا واژه‌های دیگر درست شده‌اند و نمونه‌های آن در زبان پارسی بی‌شمارند.

در اینجا تلاش می نماییم جایگزین واژگان پرکاربرد در گفتگوهای روزانه را نشان دهیم.

قابل اجرا : انجام شدنی

ارتجاع : کهنه پرستی

انسان : آدم

سلاطین : پادشاهان

سهل العبور : آسان رو

خودمختار : خود گردان

  • سوشیانت

جایگزین برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه

سوشیانت | چهارشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۴۹ ب.ظ | ۱دیدگاه

 برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه:

بخش نخست :دیباچه

به پاس داشت زبان شیوا و شیرین پارسی و با نگرش به اینکه زبان هر مردمی چیستی  فرهنگ آن مردم است، و اینکه بدانیم زبان گفتاری هر سرزمینی بخش جدا نشدنی از فرهنگ، شهرنسینی و کهن نگاری مردمان آن کشور می باشد، پس شایسته نیست با پیشینه درخشان در دانش های گوناگون و کهن و به ویژه ادب‌سار که در هنگام سخن گفتن روزانه واژگان تازی را بکار گیریم.

زمانی که ما  که در زبان پارسی واژه های « آفند، تاخت، تازش، تاخت و تاز، تاختن، تک » را داریم چرا باید واژه ی «حمله» تازی را به کار گیریم، و این همه واژه های خوش آهنگ و دلنشین پارسی ندیده بگیریم و یا چرا به جای واژه تازی «شعر» واژه های زیبای « ترانه، چامه، چکامه، سرود، سروده» را بکار نگیریم.

 خوشبختانه ‌یکی از ویژگی‌های نیرومند زبان پارسی، توانایی درونی آن برای ساختن واژه‌های تازه است به‌گونه‌ای که با پیوند دادن دو یا چند واژه، می‌توان به‌سادگی واژه‌هایی تازه ساخت که همگان آن‌را بفهمند. کاربلد، کارمند، کاردرست، کارجو، کارگر، بیکار همگی واژه‌هایی هستند که از پیوستن «کار» به واژه‌های دیگر درست شده‌اند و یا  دلچسب، دلربا، دلپذیر، دلگیر، دلباز، همدل، یکدل واژه‌هایی هستند که از پیوستن «دل» یا واژه‌های دیگر درست شده‌اند و نمونه‌های آن در زبان پارسی بی‌شمارند.

در اینجا تلاش می نماییم جایگزین واژگان پرکاربرد در گفتگوهای روزانه را نشان دهیم.

سلام : درود

مغرب : باختر

خدا حافظ : خدا نگهدار ، بدرود

مشرق : خاور

سلفی : خودگیر

تکامل : فرگشتگی

صبح : بامداد

تغییر : دگرگونی

  • سوشیانت

ایهام تناسب در ادب سار پارسی

سوشیانت | يكشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۲:۲۹ ب.ظ | ۰دیدگاه

ایهام تناسب
 
ایهام به تنهایی سخنی است که دارای دو معنا باشد: یکی معنای دور که معنای اصلی است و دیگری معنای نزدیک.[1]اما ایهام تناسب یکی از زیر مجموعه­های ایهام است و همان­طور که از نام آن پیداست جمع دو صنعت ایهام و تناسب است. در این صنعت، یک واژه دارای دو معنی است منتها یکی از آن معانی، در شعر حضور دارد(معنای حاضر) یعنی شعر با آن معنی گزارش می­شود و یکی از معانی در شعر نیست(معنای غایب) اما این معنی غایب، با کلمه یا کلمات دیگری در بیت تناسب دارد.[2]
تفاوت ایهام با ایهام تناسب در این است که در ایهام گاه هر دو معنی پذیرفتنی است ولی در ایهام تناسب تنها یک معنی به کار می­آید و معنی دوم با واژه یا واژه­های دیگر یک مراعات­النظیر است. به عبارت دیگر ایهام تناسب آوردن واژه­ای است با حداقل دو معنی که یک معنی آن، مورد نظر و پذیرفته است و معنی دیگر نیز با بعضی از اجزای کلام تناسب دارد. واژه­ای که ایهام تناسب می­سازد حداقل یک معنی آن با بعضی دیگر از اجزای سخن مراعات­النظیر می­سازد.
چنان سینه گسترده بر عالمی
که زالی نیندیشد از رستمی
سعدی
در مثال بالا زال و رستم در مصرع دوم ذهن را به سوی این معنی می­برد که منظور از زال در این مصرع، نام پدر رستم است در حالی که این معنی درست نیست. زال در این جا به معنی پیرزن سفید موی است. تکاپوی ذهن در مورد واژه­ی زال که با دو معنی به کار رفته است، ایهام تناسب را می­سازد؛ که یکی از آن دو معنی پذیرفتنی، و دیگری با بعضی از اجزاء کلام تناسب دارد؛ و یک مراعات­النظیر می­سازد. یعنی معنی زال پدر رستم، با رستم مراعات­النظیر می­سازد و زال به معنی پیرزن سفید موی که ذهن با تلاش به آن می­رسد ایهام تناسب می­سازد.[3]
در بیت زیر ماه استعاره از معشوق است و با همین معنی است که بیت را معنی می­کنیم. اما اگر معنی دیگر ماه یعنی سی روز را در نظر بگیریم با هفته و سال، مراعات­النظیر می­سازد.[4]

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی است
حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی است
حافظ
یا در این شعر سعدی:
یکی را حکایت کنند از ملوک
که بیماری رشته کردش چو دوک

در بیت بالا رشته به معنای نخ، با دوک نخ­ریسی ارتباط دارد اما در اینجا مراد از رشته، نخ نیست بلکه نام بیماری(پیوک) است که با این معنی ارتباطی ندارد. اما ذهن در ابتدا به گمان می­افتد که تناسب و ارتباطی است.[5]

نکاتی که در ایهام تناسب باید به آنها توجه نمود:
نکته­ی اول: اینکه کدام معنی در شعر نقش اصلی دارد بسته به آن است که کلمه در آن معنی با کلمات بیشتری رابطه و تناسب داشته باشد.

نکته­ی دوم: یکی از انواع مهم ایهام تناسب، ایهام تضاد است، یعنی معنی غایب با معنی کلمه یا کلماتی از کلام رابطه­ی تضاد داشته باشد:
ز زهد خشک ملولم کجاست باده­ی ناب
که بوی باده مدامم دماغ تر دارد
حافظ
ایهام تناسب با درگیر ساختن ذهن خواننده بر سر انتخاب یک معنی، لذت ادبی ایجاد می­کند.
ایهام تناسب در شعر سعدی و حافظ به زیبایی هر چه تماتر و بسیار دیده می­شود.[6] برای نمونه در این شعر سعدی:

همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش
تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم
سعدی
کلمه­ی ضرب در این بیت هم به معنای ضربه زدن است و هم به معنای آلت موسیقی است که با واژه­های چنگ و نواختن در بیت مراعات­النظیر است.
یا در این بیت:
هنر بیار و زبان آوری مکن سعدی
چه حاجت است که گوید شکر که شیرینم
سعدی
کلمه­ی شکر که هم به معنای طعم شیرین است و هم به معنای معشوقه­ی خسرو است که با شیرین مراعات­النظیر است.[7]

نمونه­ای از اشعار حافظ:
در کنج دماغم مطلب جای نصیحت
کاین گوشه پر از زمزمه­ی چنگ و رباب است
حافظ
در این بیت کلمه­ی گوشه، دارای دو معنی است: یکی در معنای کنج و زاویه(در معنای حاضر ) است و دیگر اینکه اصطلاحی است در موسیقی(معنای غایب)؛ چنگ و رباب با معنای غایب تناسب دارند.

اما مثالی از اشعار مولانا:
دل چه خورده­ست عجب دوش که من مخمورم
یا نمکدان که دیده­ست که من در شورم
کلمه­ی شور در شعر، یکی در معنای شور و حال(معنای حاضر) است و دیگر در معنای نوعی مزه(معنای غایب) است. این کلمه در معنای غایبش با نمکدان تناسب دارد.[8]

برگرفته از :

شیرین ادب

بن مایه:


[1] . وحیدیان کامیار، تقی؛ بدیع، رضا انزابی نژاد، تهران، 1379، اول، ص137
[2] . محمدی، محمدحسین؛ بلاغت، تهران، زوار،1387، اول، ص170
[3] . دارابی، سیامک؛ آرایه­های ادبی، لاهیجان، نیک نگار،1381، اول، ص1
[4] . دارابی؛ پیشین، ص 169
[5] . محبتی، مهدی؛ بدیع نو، تهران، سخن، 1380، اول، ص98
[6] . کلظم خانلو؛ ناصر، اسماعیلی، زیبا؛ مجموعه ادبیات، تهران، نوآور،1387، اول، ص 194، 195
[7] . کاظم خانلو؛ پیشین، ص195
[8] . محمدی؛ پیشین، ص171

  • سوشیانت

تناسب

سوشیانت | يكشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۲:۲۴ ب.ظ | ۰دیدگاه

تناسب
 کلمات کلیدی : هماهنگی، مراعات¬النظیر، وحدت، بر ضد هم، همجنس، ملازمت، پیشی، موضوعات مختلف، عمدا، بلاغت، ادبیات فارسی
تناسب وجود نوعی نظم و توافق و هماهنگی است میان چند چیز. انسان از هر نوع نظم و تناسب لذّت می­برد و بر عکس، پراکندگی و ناهماهنگی را خوش نمی­دارد، به همین دلیل است که ذهن انسان پیوسته در پی یافتن و ایجاد رابطه و نسبت و هماهنگی میان پدیده­هاست.
به گفته­ی "اریک نیوتن" «شکی نیست که اگر مغز انسان عطشی دارد، آن عطش برای درک حقایق و ایجاد رابطه میان آنهاست»؛ ذهن انسان پیوسته در تلاش یافتن رابطه و تناسب میان پدیده­هاست، میان همه چیز حتی میان پشه و فیل ، نور و ظلمت، ماسه و کوه؛ به هر حال تناسب، وحدتی میان اجزاء پراکنده ایجاد یا دریافت می­کند.

  • سوشیانت
تحلیل آمار سایت و وبلاگ