ابزار هدایت به بالای صفحه

تارنمای تخصصی تاریخ ایران

راه در جهان یکی است و آن راه ؛ راستی است

تارنمای تخصصی تاریخ ایران

راه در جهان یکی است و آن راه ؛ راستی است

اسلایدر

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ادبیات ایران» ثبت شده است

فرازی از دیباچه کلیله و دمنه

سوشیانت | سه شنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۳۲ ق.ظ | ۱دیدگاه

کلیله و دمنه

سپاس و ستایش مرخدای را جل جلاله که آثار قدرت او بر چهره روز روشن تابان است و انوار حکمت او در دل شب تار درفشان ، بخشاینده ای که تار عنکبوت را سد عصمت دوستان کرد ، جباری که نیش پشه را تیغ قهر دشمنان گردانید ، در فطرت کاینات به وزیر و مشیر و معونت و مظاهرت محتاج نگشت ، و بدایع ابداع در عالم کون و فساد پدید آورد ، و آدمیان را بفضیلت نطق و مزیت عقل از دیگر حیوانات ممیز گردانید ، و از برای هدایت و ارشاد رسولان فرستاد تا خلق را از ظلمت و ضلالت برهانیدند ،

  • سوشیانت

جایگزین برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه 5

سوشیانت | سه شنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۰۲ ق.ظ | ۰دیدگاه

برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه:

بخش پنجم

دیباچه

به پاس داشت زبان شیوا و شیرین پارسی و با نگرش به اینکه زبان هر مردمی چیستی  فرهنگ آن مردم است، و اینکه بدانیم زبان گفتاری هر سرزمینی بخش جدا نشدنی از فرهنگ، شهرنسینی و کهن نگاری مردمان آن کشور می باشد، پس شایسته نیست با پیشینه درخشان در دانش های گوناگون و کهن و به ویژه ادب‌سار که در هنگام سخن گفتن روزانه واژگان تازی را بکار گیریم.

زمانی که ما  که در زبان پارسی واژه های « آفند، تاخت، تازش، تاخت و تاز، تاختن، تک » را داریم چرا باید واژه ی «حمله» تازی را به کار گیریم، و این همه واژه های خوش آهنگ و دلنشین پارسی ندیده بگیریم و یا چرا به جای واژه تازی «شعر» واژه های زیبای « ترانه، چامه، چکامه، سرود، سروده» را بکار نگیریم.

 خوشبختانه ‌یکی از ویژگی‌های نیرومند زبان پارسی، توانایی درونی آن برای ساختن واژه‌های تازه است به‌گونه‌ای که با پیوند دادن دو یا چند واژه، می‌توان به‌سادگی واژه‌هایی تازه ساخت که همگان آن‌را بفهمند. کاربلد، کارمند، کاردرست، کارجو، کارگر، بیکار همگی واژه‌هایی هستند که از پیوستن «کار» به واژه‌های دیگر درست شده‌اند و یا  دلچسب، دلربا، دلپذیر، دلگیر، دلباز، همدل، یکدل واژه‌هایی هستند که از پیوستن «دل» یا واژه‌های دیگر درست شده‌اند و نمونه‌های آن در زبان پارسی بی‌شمارند.

در اینجا تلاش می نماییم جایگزین واژگان پرکاربرد در گفتگوهای روزانه را نشان دهیم.

تبعیت : فرمانبری

ربع : یک چهارم، چارک

واعظ : سخنور

تنافر : ناسازگاری

غالبا : بیشتر

سمعی : شنیداری

  • سوشیانت

جایگزین برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه 4

سوشیانت | چهارشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۰۶ ق.ظ | ۰دیدگاه

برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه:

بخش چهارم

دیباچه

به پاس داشت زبان شیوا و شیرین پارسی و با نگرش به اینکه زبان هر مردمی چیستی  فرهنگ آن مردم است، و اینکه بدانیم زبان گفتاری هر سرزمینی بخش جدا نشدنی از فرهنگ، شهرنسینی و کهن نگاری مردمان آن کشور می باشد، پس شایسته نیست با پیشینه درخشان در دانش های گوناگون و کهن و به ویژه ادب‌سار که در هنگام سخن گفتن روزانه واژگان تازی را بکار گیریم.

زمانی که ما  که در زبان پارسی واژه های « آفند، تاخت، تازش، تاخت و تاز، تاختن، تک » را داریم چرا باید واژه ی «حمله» تازی را به کار گیریم، و این همه واژه های خوش آهنگ و دلنشین پارسی ندیده بگیریم و یا چرا به جای واژه تازی «شعر» واژه های زیبای « ترانه، چامه، چکامه، سرود، سروده» را بکار نگیریم.

 خوشبختانه ‌یکی از ویژگی‌های نیرومند زبان پارسی، توانایی درونی آن برای ساختن واژه‌های تازه است به‌گونه‌ای که با پیوند دادن دو یا چند واژه، می‌توان به‌سادگی واژه‌هایی تازه ساخت که همگان آن‌را بفهمند. کاربلد، کارمند، کاردرست، کارجو، کارگر، بیکار همگی واژه‌هایی هستند که از پیوستن «کار» به واژه‌های دیگر درست شده‌اند و یا  دلچسب، دلربا، دلپذیر، دلگیر، دلباز، همدل، یکدل واژه‌هایی هستند که از پیوستن «دل» یا واژه‌های دیگر درست شده‌اند و نمونه‌های آن در زبان پارسی بی‌شمارند.

در اینجا تلاش می نماییم جایگزین واژگان پرکاربرد در گفتگوهای روزانه را نشان دهیم.

قابل اجرا : انجام شدنی

ارتجاع : کهنه پرستی

انسان : آدم

سلاطین : پادشاهان

سهل العبور : آسان رو

خودمختار : خود گردان

  • سوشیانت

پری در ادبیات ایران

سوشیانت | سه شنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۶:۵۸ ب.ظ | ۰دیدگاه

پری در فرهنگ و ادبیات ایران

 

پری قرن‏هاست که در ذهن و اندیشه ایرانیان زنده مانده است. از اوستا تا قصّه‏های عامیانه مادربزرگ‏ها، نام پری‏ بارها تکرار شده است. پری موجودی افسانه‏ای و بسیار زیبا و فریباست. در طیّ قرن‏ها، شخصیت او بارها دگرگون شده؛ گاه مظهر هر گونه پلیدی و بدخواهی است و گاه همچون فرشته، به گفته حافظ (متوفی: 792 ق.)، «از هر عیب بری است»؛ گاه همراه جادوان (= جادوگران) است و گاه با جن یکسان.

نام پری در اوستا به صورت «Pairika» و در زبان پهلوی ذکر شده است.
پریان در اوستا موجوداتی اهریمنی و نابکارند که از آنها در کنار «جادوان» یاد شده است. در کنار دریای «فراخکرت» به صورت ستارگان دنباله‏دار در میان زمین و آسمان می‏پرند و ستاره «تشتر» آنها را در هم می‏شکند. همچنان که «تشتر» در برابر «پری خشک‏سالی» نیز پایداری نموده و او را شکست داده است.
«موش‏پری» یکی از پریانی است که نامش در اوستا آمده است و دیگری پری «خناثئیتی» است که گرشاسپ، پهلوان مشهور، با او ارتباط داشت. پری در زند وندیداد «دیوزن» معرفی شده است.
در جایی از بندهش نیز به همین مفهوم به کار رفته و در جای دیگری از آن از جمله موجودات اهریمنی است که نامش در کنار نام «جادو» آمده است.
از اوستا تا قصّه‏های عامیانه مادربزرگ‏ها، نام پری‏ بارها تکرار شده است. پری موجودی افسانه‏ای و بسیار زیبا و فریباست. در طیّ قرن‏ها، شخصیت او بارها دگرگون شده؛ در گزیده‏های زادسپرم از «پری سگ‏ پیکر» که در بیشه‏ای جای دارد، یاد شده است و همچنین از «پری پیکران»‏ی که از دریا برآیند و پوشش مادی دارند و با جادوگری آفریدگان را تباه کنند.

  • سوشیانت
تحلیل آمار سایت و وبلاگ