ابزار هدایت به بالای صفحه

تارنمای تخصصی تاریخ ایران

راه در جهان یکی است و آن راه ؛ راستی است

تارنمای تخصصی تاریخ ایران

راه در جهان یکی است و آن راه ؛ راستی است

اسلایدر

۷۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ادبیات» ثبت شده است

فرازی از دیباچه کلیله و دمنه

سوشیانت | سه شنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۳۲ ق.ظ | ۰دیدگاه

کلیله و دمنه

وعلی الله توکلی

سپاس و ستایش مرخدای را جل جلاله که آثار قدرت او بر چهره روز روشن تابان است و انوار حکمت او در دل شب تار درفشان ، بخشاینده ای که تار عنکبوت را سد عصمت دوستان کرد ، جباری که نیش پشه را تیغ قهر دشمنان گردانید ، در فطرت کاینات به وزیر و مشیر و معونت و مظاهرت محتاج نگشت ، و بدایع ابداع در عالم کون و فساد پدید آورد ، و آدمیان را بفضیلت نطق و مزیت عقل از دیگر حیوانات ممیز گردانید ، و از برای هدایت و ارشاد رسولان فرستاد تا خلق را از ظلمت و ضلالت برهانیدند ،

  • سوشیانت

هفت خوان رستم

سوشیانت | دوشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۴۱ ب.ظ | ۰دیدگاه

 نگاهی به هفت خوان

در سفری که رستم از سیستان به مازندران می رود تا کیکاوس را رها سازد ، برای او حوادثی پیش می آید که آنها را هفت خوان رستم می نامیم و عبارتنداز:

1. کشتن شیر 2.نجات از گرما و تشنگی 3.کشتن اژدها 4.هلاک کردن گنده پیر جادو 5. اسیر کردن اولاد دیو 6.کشتن ارژنگ دیو7.هلاک کردن دیو سفید.

  • سوشیانت

جایگزین برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه 5

سوشیانت | سه شنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۰۲ ق.ظ | ۰دیدگاه

برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه:

بخش پنجم

دیباچه

به پاس داشت زبان شیوا و شیرین پارسی و با نگرش به اینکه زبان هر مردمی چیستی  فرهنگ آن مردم است، و اینکه بدانیم زبان گفتاری هر سرزمینی بخش جدا نشدنی از فرهنگ، شهرنسینی و کهن نگاری مردمان آن کشور می باشد، پس شایسته نیست با پیشینه درخشان در دانش های گوناگون و کهن و به ویژه ادب‌سار که در هنگام سخن گفتن روزانه واژگان تازی را بکار گیریم.

زمانی که ما  که در زبان پارسی واژه های « آفند، تاخت، تازش، تاخت و تاز، تاختن، تک » را داریم چرا باید واژه ی «حمله» تازی را به کار گیریم، و این همه واژه های خوش آهنگ و دلنشین پارسی ندیده بگیریم و یا چرا به جای واژه تازی «شعر» واژه های زیبای « ترانه، چامه، چکامه، سرود، سروده» را بکار نگیریم.

 خوشبختانه ‌یکی از ویژگی‌های نیرومند زبان پارسی، توانایی درونی آن برای ساختن واژه‌های تازه است به‌گونه‌ای که با پیوند دادن دو یا چند واژه، می‌توان به‌سادگی واژه‌هایی تازه ساخت که همگان آن‌را بفهمند. کاربلد، کارمند، کاردرست، کارجو، کارگر، بیکار همگی واژه‌هایی هستند که از پیوستن «کار» به واژه‌های دیگر درست شده‌اند و یا  دلچسب، دلربا، دلپذیر، دلگیر، دلباز، همدل، یکدل واژه‌هایی هستند که از پیوستن «دل» یا واژه‌های دیگر درست شده‌اند و نمونه‌های آن در زبان پارسی بی‌شمارند.

در اینجا تلاش می نماییم جایگزین واژگان پرکاربرد در گفتگوهای روزانه را نشان دهیم.

تبعیت : فرمانبری

ربع : یک چهارم، چارک

واعظ : سخنور

تنافر : ناسازگاری

غالبا : بیشتر

سمعی : شنیداری

  • سوشیانت

جایگزین برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه 4

سوشیانت | چهارشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۰۶ ق.ظ | ۰دیدگاه

برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه:

بخش چهارم

دیباچه

به پاس داشت زبان شیوا و شیرین پارسی و با نگرش به اینکه زبان هر مردمی چیستی  فرهنگ آن مردم است، و اینکه بدانیم زبان گفتاری هر سرزمینی بخش جدا نشدنی از فرهنگ، شهرنسینی و کهن نگاری مردمان آن کشور می باشد، پس شایسته نیست با پیشینه درخشان در دانش های گوناگون و کهن و به ویژه ادب‌سار که در هنگام سخن گفتن روزانه واژگان تازی را بکار گیریم.

زمانی که ما  که در زبان پارسی واژه های « آفند، تاخت، تازش، تاخت و تاز، تاختن، تک » را داریم چرا باید واژه ی «حمله» تازی را به کار گیریم، و این همه واژه های خوش آهنگ و دلنشین پارسی ندیده بگیریم و یا چرا به جای واژه تازی «شعر» واژه های زیبای « ترانه، چامه، چکامه، سرود، سروده» را بکار نگیریم.

 خوشبختانه ‌یکی از ویژگی‌های نیرومند زبان پارسی، توانایی درونی آن برای ساختن واژه‌های تازه است به‌گونه‌ای که با پیوند دادن دو یا چند واژه، می‌توان به‌سادگی واژه‌هایی تازه ساخت که همگان آن‌را بفهمند. کاربلد، کارمند، کاردرست، کارجو، کارگر، بیکار همگی واژه‌هایی هستند که از پیوستن «کار» به واژه‌های دیگر درست شده‌اند و یا  دلچسب، دلربا، دلپذیر، دلگیر، دلباز، همدل، یکدل واژه‌هایی هستند که از پیوستن «دل» یا واژه‌های دیگر درست شده‌اند و نمونه‌های آن در زبان پارسی بی‌شمارند.

در اینجا تلاش می نماییم جایگزین واژگان پرکاربرد در گفتگوهای روزانه را نشان دهیم.

قابل اجرا : انجام شدنی

ارتجاع : کهنه پرستی

انسان : آدم

سلاطین : پادشاهان

سهل العبور : آسان رو

خودمختار : خود گردان

  • سوشیانت

جایگزین برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه 3

سوشیانت | يكشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۴، ۰۱:۰۴ ق.ظ | ۲دیدگاه

برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه:

بخش سوم

دیباچه

به پاس داشت زبان شیوا و شیرین پارسی و با نگرش به اینکه زبان هر مردمی چیستی  فرهنگ آن مردم است، و اینکه بدانیم زبان گفتاری هر سرزمینی بخش جدا نشدنی از فرهنگ، شهرنسینی و کهن نگاری مردمان آن کشور می باشد، پس شایسته نیست با پیشینه درخشان در دانش های گوناگون و کهن و به ویژه ادب‌سار که در هنگام سخن گفتن روزانه واژگان تازی را بکار گیریم.

زمانی که ما  که در زبان پارسی واژه های « آفند، تاخت، تازش، تاخت و تاز، تاختن، تک » را داریم چرا باید واژه ی «حمله» تازی را به کار گیریم، و این همه واژه های خوش آهنگ و دلنشین پارسی ندیده بگیریم و یا چرا به جای واژه تازی «شعر» واژه های زیبای « ترانه، چامه، چکامه، سرود، سروده» را بکار نگیریم.

 خوشبختانه ‌یکی از ویژگی‌های نیرومند زبان پارسی، توانایی درونی آن برای ساختن واژه‌های تازه است به‌گونه‌ای که با پیوند دادن دو یا چند واژه، می‌توان به‌سادگی واژه‌هایی تازه ساخت که همگان آن‌را بفهمند. کاربلد، کارمند، کاردرست، کارجو، کارگر، بیکار همگی واژه‌هایی هستند که از پیوستن «کار» به واژه‌های دیگر درست شده‌اند و یا  دلچسب، دلربا، دلپذیر، دلگیر، دلباز، همدل، یکدل واژه‌هایی هستند که از پیوستن «دل» یا واژه‌های دیگر درست شده‌اند و نمونه‌های آن در زبان پارسی بی‌شمارند.

در اینجا تلاش می نماییم جایگزین واژگان پرکاربرد در گفتگوهای روزانه را نشان دهیم.

عزا : ماتم

عزاداری : سوگواری

معروف : پرآوزه

مساوی : برابر

خط : دبیره

الفبا : نویسه

داخل : درون

محکم : سفت، استوار

  • سوشیانت

جایگزین برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه 2

سوشیانت | چهارشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۴، ۰۱:۲۸ ق.ظ | ۱دیدگاه

 برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه:

بخش دوم

دیباچه

به پاس داشت زبان شیوا و شیرین پارسی و با نگرش به اینکه زبان هر مردمی چیستی  فرهنگ آن مردم است، و اینکه بدانیم زبان گفتاری هر سرزمینی بخش جدا نشدنی از فرهنگ، شهرنسینی و کهن نگاری مردمان آن کشور می باشد، پس شایسته نیست با پیشینه درخشان در دانش های گوناگون و کهن و به ویژه ادب‌سار که در هنگام سخن گفتن روزانه واژگان تازی را بکار گیریم.

زمانی که ما  که در زبان پارسی واژه های « آفند، تاخت، تازش، تاخت و تاز، تاختن، تک » را داریم چرا باید واژه ی «حمله» تازی را به کار گیریم، و این همه واژه های خوش آهنگ و دلنشین پارسی ندیده بگیریم و یا چرا به جای واژه تازی «شعر» واژه های زیبای « ترانه، چامه، چکامه، سرود، سروده» را بکار نگیریم.

 خوشبختانه ‌یکی از ویژگی‌های نیرومند زبان پارسی، توانایی درونی آن برای ساختن واژه‌های تازه است به‌گونه‌ای که با پیوند دادن دو یا چند واژه، می‌توان به‌سادگی واژه‌هایی تازه ساخت که همگان آن‌را بفهمند. کاربلد، کارمند، کاردرست، کارجو، کارگر، بیکار همگی واژه‌هایی هستند که از پیوستن «کار» به واژه‌های دیگر درست شده‌اند و یا  دلچسب، دلربا، دلپذیر، دلگیر، دلباز، همدل، یکدل واژه‌هایی هستند که از پیوستن «دل» یا واژه‌های دیگر درست شده‌اند و نمونه‌های آن در زبان پارسی بی‌شمارند.

در اینجا تلاش می نماییم جایگزین واژگان پرکاربرد در گفتگوهای روزانه را نشان دهیم.

متشکرم : سپاس گزارم

معلوم : نمایان

جالب : چشمگیر، گیرا

مهم : با ارزش، برجسته

ضیافت : مهمانی، جشن

نتیجه : دستاورد

  • سوشیانت

جایگزین برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه

سوشیانت | چهارشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۴۹ ب.ظ | ۱دیدگاه

 برخی از واژگان پرکاربرد در گفتگوی روزانه:

بخش نخست :دیباچه

به پاس داشت زبان شیوا و شیرین پارسی و با نگرش به اینکه زبان هر مردمی چیستی  فرهنگ آن مردم است، و اینکه بدانیم زبان گفتاری هر سرزمینی بخش جدا نشدنی از فرهنگ، شهرنسینی و کهن نگاری مردمان آن کشور می باشد، پس شایسته نیست با پیشینه درخشان در دانش های گوناگون و کهن و به ویژه ادب‌سار که در هنگام سخن گفتن روزانه واژگان تازی را بکار گیریم.

زمانی که ما  که در زبان پارسی واژه های « آفند، تاخت، تازش، تاخت و تاز، تاختن، تک » را داریم چرا باید واژه ی «حمله» تازی را به کار گیریم، و این همه واژه های خوش آهنگ و دلنشین پارسی ندیده بگیریم و یا چرا به جای واژه تازی «شعر» واژه های زیبای « ترانه، چامه، چکامه، سرود، سروده» را بکار نگیریم.

 خوشبختانه ‌یکی از ویژگی‌های نیرومند زبان پارسی، توانایی درونی آن برای ساختن واژه‌های تازه است به‌گونه‌ای که با پیوند دادن دو یا چند واژه، می‌توان به‌سادگی واژه‌هایی تازه ساخت که همگان آن‌را بفهمند. کاربلد، کارمند، کاردرست، کارجو، کارگر، بیکار همگی واژه‌هایی هستند که از پیوستن «کار» به واژه‌های دیگر درست شده‌اند و یا  دلچسب، دلربا، دلپذیر، دلگیر، دلباز، همدل، یکدل واژه‌هایی هستند که از پیوستن «دل» یا واژه‌های دیگر درست شده‌اند و نمونه‌های آن در زبان پارسی بی‌شمارند.

در اینجا تلاش می نماییم جایگزین واژگان پرکاربرد در گفتگوهای روزانه را نشان دهیم.

سلام : درود

مغرب : باختر

خدا حافظ : خدا نگهدار ، بدرود

مشرق : خاور

سلفی : خودگیر

تکامل : فرگشتگی

صبح : بامداد

تغییر : دگرگونی

  • سوشیانت

شیخ محمود شبستری

سوشیانت | يكشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۲۵ ب.ظ | ۰دیدگاه

 

به نام آن که جان را فکرت آموخت/ چراغ دل به نور جان برافروخت

ز فضلش هر دو عالم گشت روشن / زفیضش خاک آدم گشت گلشن

 توانایی که در یک طرفه العین / ز کاف و نون پدید آورد کونین

چو قاف قدرتش دم بر قلم زد/ هزاران نقش بر لوح عدم زد

 از آن دم گشت پیدا هر دو عالم / وز آن دم شد هویدا جان آدم

در این ره انبیا چون ساربانند / دلیل و رهنمای کاروانند

 وز ایشان سید ما گشته سالار / هم او اول هم او آخر در این کار

احد در میم احمد گشت ظاهر / در این دور اول آمد عین آخر

 ز احمد تا احد یک میم فرق است / جهانی اندر آن یک میم غرق است

 

زندگی نامه

سعدالدّین محمود بن امین‌الدّین عبدالکریم‌بن یحیی شبستری (معروف به شیخ محمود شبستری) یکی از عارفان و شاعران سده هشتم هجریست. سال تولّد او را گوناگون و از جمله ۶۸۷ ه.ق. دانسته‌اند. محل تولّد این عارف نام‌آور قصبه شبستر در نزدیکی شهر تبریز است.

  • سوشیانت

داستان ضحاک و فریدون

سوشیانت | دوشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۱:۲۷ ق.ظ | ۰دیدگاه

ضحاک

ضحاکاز پادشاهان اسطوره‌ای ایرانیان است. درشاهنامه پسر مرداس و فرمانروای دشت نیزه وران است. او پس از کشتن پدرش به ایران می‌تازد وجمشید را می‌کشد و بر تخت شاهی می‌نشیند. با بوسهٔ ابلیس،بر دوش ضحاک دو مار می‌روید. ابلیس به دست یاری او آمده و می‌گوید که باید در هر روز مغز سر دو جوان را به مارها خوراند تا گزندی به او نرسد.

و بدین‌سان روزگار فرمانروایی او هزار سال به درازا می‌کشد تا این که آهنگری به نام کاوه به پا می‌خیزد، چرم پارهٔ آهنگری‌اش(درفش کاویانی‌) را بر می‌افرازد و مردم را به پشتیبانی فریدون و جنگ با ضحاک می‌خواند. فریدون ضحاک را درالبرز کوه (دماوند) به بند می‌کشد

  • سوشیانت

ناصرخسرو در دژ شمیران

سوشیانت | يكشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۳:۲۰ ب.ظ | ۰دیدگاه
طی مسیر ناصرخسرو در سفر حج از مسیر خرزویل- خندان _ شمیران به ترتیبی که ناصرخسرو می گوید امروزه از راه خشکی ممکن نیست چون فاصله بین خندان و شمیران را آب های پشت سد سفیدرود فرا گرفته است و آب دو رودخانه شاهرود و قزل اوزن جای گام های ناصرخسرو را پوشانده است و از خندان به شمیران جز با قایق نمی توان رفت.
ناصرخسرو حکیم فرزانه پارسی هنگام سفر خود از مرو به مکه در چهاردهم مردادماه سال ۴۱۵ شمسی برابر با نهم محرم سال ۴۳۸ هجری قمری به قزوین می رسد و پس از سه روز اقامت در آن شهر روز هفدهم مردادماه برابر با دوازدهم محرم همان سال به سوی خرزویل (هرزویل) می رود. او درباره این ده می نویسد: «من و برادرم و غلامکی هندو که با ما بود وارد شدیم. زادی اندک داشتیم. برادرم به دیه رفت تا چیزی از بقال بخرد، یکی گفت: «چه می خواهی؟ بقال منم.» گفت: «هر چه باشد ما را شاید که غریبیم و بر گذر» و چندان که از ماکولات برشمرد، گفت: «ندارم.» «بعد از آنجا هرکجا کسی از این نوع سخن گفتی، گفتمی بقال هرزویل است.»۱ و با این جملات طنزآمیز نام این دیه را برای همیشه تاریخ و جغرافیای ایران جاودان می سازد. ناصرخسرو سپس به برزالخیر و از آنجا به خندان می رود و آن را چنین توصیف می کند: «از آنجا برفتم، رودی پر آب بود آن را شاهرود می گفتند.
  • سوشیانت
تحلیل آمار سایت و وبلاگ