ابزار هدایت به بالای صفحه

تارنمای تخصصی تاریخ ایران

راه در جهان یکی است و آن راه ؛ راستی است

تارنمای تخصصی تاریخ ایران

راه در جهان یکی است و آن راه ؛ راستی است

اسلایدر

۲۷۷ مطلب با موضوع «نام آوران» ثبت شده است

آریوبرزن

سوشیانت | دوشنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۱، ۰۶:۴۰ ب.ظ | ۱دیدگاه

                                     

 

آریو برزن،دلاور مردی که تا حد مرگ در مقابل اسکندر ایستاد

 

آریو برزن نام سردار ایرانی بود که در کوههای پارس در برابر سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی کرد و خود و سربازانش تا واپسین تن کشته شدند.نام آریوبرزن در پارسی کنونی به گونه آریابرزین هم گفته و نوشته می‌شود که به معنی ایرانی باشکوه است.

او اسکندر مقدونی و بخشی از سپاهیانش که در راه تصرف شهر پارس بودند ، در گذرگاه تنگی غافلگیر کرد و شجاعانه جنگید اما نتوانست مانع رسیدن آنها به شهر پارس شود .

233 سال پیش در روز 21 مرداد، آریوبرزن سردار بزرگ هخامنشی دفاع مردانه و شهادت‌جویانه خود را بر علیه دشمن مهاجم و ویرانگر یعنی اسکندر مقدونی آغاز کرد.

  • سوشیانت

استادسیس از شورشیان بر علیه حکومت اعراب

سوشیانت | يكشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۱، ۱۱:۱۱ ق.ظ | ۰دیدگاه

 

استادسیس

بسال 150 ه' . ق. در خراسان بنام ابومسلم قیام کرد و در مدتی اندک چنانکه طبری و ابن اثیر روایت کرده اند، سیصد هزار مرد بدو گرد آمدند. از نسب استادسیس در منابع موجوده چیزی بدست نمی آید، اما ابن اثیر در کامل التواریخ می نویسد: «گفته اند که او جد مادری مامون و پدر مراجل مادر مامون است و پسرش غالب خال مامون همان است که مامون بهمدستی وی فضل بن سهل ذوالریاستین را کشت ». (کامل ج 6 ص 219). مراجل مادر مامون را مورخان از بادغیس دانسته اند که استاسیس نیز گویا از آنجا برخاسته است . اما در صورتی که بتصریح ابن اثیر ولادت مامون در نیمه ربیع الاول سنه 170 ه' . ق. یعنی بیست سال پس از قیام استادسیس اتفاق افتاده مشکل است بتوان به صحت این خبر اعتماد کرد. شاید این نسبت را بعدها جعل کرده اند تا نسب مامون را از طرف مادر به بزرگان و روحانیان ایرانی بپیوندند. از زندگی او نیزقبل از سال 150 که آغاز خروج اوست چیزی معلوم نیست فقط از فحوای قول سیوطی در تاریخ الخلفاء (چ مصر ص 174) چنین برمی آید که وی در خراسان امارت داشته و ظاهراً از حکم داران و فرمانروایان محتشم و بانفوذ آن سامان بشمار میرفته است ، حتی وقتی بنا بقول یعقوبی از اینکه مهدی را به ولیعهدی خلیفه منصور بشناسد سر فروپیچیده است .

  • سوشیانت

سنباد خونخواه ابومسلم

سوشیانت | يكشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۱، ۱۰:۳۸ ق.ظ | ۰دیدگاه

 

سنباد

 ) مقتول به سال ۱۳۸ ه.ق.- ۷۵۵ یا ۷۵۶ میلادی) پس از قتل ابومسلم در ری و نیشابور به خونخواهی ابومسلم بر علیه خلیفه عباسی المنصور قیام کردوی آیین جدیدی نیاورد و معروف به مجوس بود و چگونگی اعتقاد او به ابومسلم به روشنی دانسته نیست، با این وجود عده‌ای بسیار از پیروان ادیان و مذاهب مختلف تحت لوای او جمع شدند.. مجوس از طرف اعراب به تمامی پیروان ادیان ایرانی پیش از اسلام اطلاق می‌شد و در اینجا به احتمال زیاد به معنای پیرو یکی از شعبه‌های منشعب از دین مزدک و نه در معنای ارتدکس دین زرتشتی به کار برده شده است.

پس از سرنگونی دستگاه خلافت امویه به دست ابومسلم و برقراری خلافت عباسیان در بغداد، نفوذ و قدرت ابومسلم در خراسان باعث هراس دومین خلیفه عباسی، المنصور، شد و به دستور خلیفه ابومسلم در بغداد فروگرفته شداهمیت ابومسلم به‌عنوان حلقه اتصال زنده حکومت مرکزی‌ای که در شرف پیدایی بود و ولایت خراسان که تامین‌کننده اصلی قدرت نظامی این حکومت بود هنگامی آشکار گردید که خراسان به دنبال قتل او دستخوش شورش‌های پیاپی شد. نخستین این شورش‌ها، طغیان سنباد در سال ۱۳۸ ه.ق.- ۷۵۵ میلادی بود.

  • سوشیانت

سورنا ، مردی به وسعت یک امپراتوری

سوشیانت | جمعه, ۲۲ دی ۱۳۹۱، ۰۶:۰۱ ب.ظ | ۳دیدگاه

 

 

او جوانی بود آریایی، خردمند، نیکوچهره، تنومند، دلیر، بلندبالا، با موی بلند و ظریف که پیشانی‌بندی به سبک ایرانیان باستان بر سر می‌بست. وی از خاندان ...

 

سورنا یا سورن (سردار سپهبد رستم سورن پهلو) (۵۲-۸۲ پیش از میلاد) فرزند آرخش (آرش) و ماسیس یکی از سرداران سپاه ایران در زمان اشکانیان است. بر پایه گفتهٔ پلوتارک«سورنا در دلیری و توانایی پیشروترین پارتی /ایرانی روزگار خود بود.» و در جای دیگر گفته‌است: «سورنا بلندقدترین و خوش چهره ترین مرد زمان خود بود.»
سردار بزرگ ایران به گفته کهن‌نگاران رومی (سورنا) نام داشت و گمان میرود که در ‌حقیقت ، سورن (سورنا) فرنام خانوادگی باشد. نام مهادین او «مونه سس» بوده که ماونگهه اوستایی و «ماه» پارسی از آن گرفته شده است.

  • سوشیانت

مهندس بزرگ ایرانی(طوسی)

سوشیانت | چهارشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۱، ۱۰:۴۳ ق.ظ | ۰دیدگاه

 

نصیرالدین محمد طوسی

محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیر الدین طوسی در تاریخ ۱۵ جمادی الاول سال ۵۹۸ هجری قمری در طوس ولادت یافته است. او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حکمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید. طوسی یکی از سرشناس ترین و با نفوذترین چهره های تاریخ اسلامی است
علوم دینی و علوم عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حکمت را نزد خالویش بابا افضل ایوبی کاشانی آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رسانید و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافتخواجه نصیر الدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی عشر (یازدهم) نام نهاده اند. علامه حلی که یکی از شاگردان خواجه نصیر الدین طوسی می باشد درباره استادش چنین می نویسد: خواجه نصیر الدین طوسی افضل عصر ما بود و از علوم عقلیه و نقلیه مصنفات بسیار داشت. او اشرف کسانی است که ما آنها را درک کرده ایم. خدا نورانی کند ضریح او را

  • سوشیانت

یکی از بزرگترین عرفای ایران زمین (میرداماد)

سوشیانت | سه شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۱، ۱۱:۴۹ ب.ظ | ۰دیدگاه

 

میرداماد


معلم ثالث 
سید شمس الدین محمد حسینی استرآبادی از شاگردان مکتب محقق کرکی (محقق ثانی) مولا امیر مومنان علی ـ علیه السلام ـ را در خواب دید؛ آن امام همام به او سفارش کرد که دخترش را به عقد ازدواج «سید شمس الدین» در بیاورد
محقق کرکی یکی از دختران خود را به عقد وی درآورد؛ اما پس از مدتی، آن دختر دار فانی را وداع گفت. محقق از چگونگی تعبیر خواب خود متحیر ماند؛ تا این که مجدداً مولا را در خواب می بیند. آن حضرت به او می فرماید: منظور ما این، دختر نبود، بلکه فلان دخترت منظور است: زیرا از او فرزندی متولد خواهد شد که وارث علوم انبیا و اوصیا می گردد
از این رو، محقق دختر دیگری را به عقد سید شمس الدین در می آورد؛ که حاصل این پیوند مبارک، پسری شد به نام «محمد باقر» که بعداً یکی از عالمان شیعه شد.

  • سوشیانت

قیام مقنع یا سپیدجامگان

سوشیانت | سه شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۱، ۰۸:۰۳ ب.ظ | ۰دیدگاه

خیزش مقنع یا سپیدجامگان

پس از کشتن "ابومسلم" همچون جنبش ­های پرجوش  و خروش، « خیزش المقنع » در ماوراءالنهر بود. مقنع از مردم مرو بود و نام سرشتی وی "حکیم‌بن هاشم" بود او از برای کور بودن یک چشمش از روبند بهره  میبرد و به این انگیزه او را «مقنع» می­خواندند. او در زیرکی و هوش و خردمندی میان مردم زمان خویش سرشناس بود و در آموزش دانش‌های متداول‌آن زمان بسیار کوشید و نسک‌های فراوانی را خواند و در افسون و نیرنگ و تردستی دست توانایی داشت.

او در آغاز کار نزد "ابومسلم خراسانی" رفت و به فراخوان عباسی پیوست و از دسته یاران و سرهنگان ابومسلم شد. چندگاهی نیز دبیر "عبدالجبار"، جانشین ابومسلم بود.

 مقنع در کنار ابومسلم، نقشی پرکار  و کارا در فراخوان عباسی داشت؛ اما‌پس از کشتن ابومسلم که نامردیی آشکار در حق یاران جنبش بود، به سختی از عباسیان روی گردان شد و پس از ابومسلم خواستار الوهیت گردید و این ادعا را تنها به ویژگان و یاران خود هویدا می‌کرد. او به تناسخ باور داشت و می­گفت که فروهر خدا در ابومسلم آشکار شده و فروهر ابومسلم در تن او حلول کرده است.

  • سوشیانت
تحلیل آمار سایت و وبلاگ