ابزار هدایت به بالای صفحه

تارنمای تخصصی تاریخ ایران

راه در جهان یکی است و آن راه ؛ راستی است

تارنمای تخصصی تاریخ ایران

راه در جهان یکی است و آن راه ؛ راستی است

اسلایدر

زندگینامه پادشاهان ساسانی

سوشیانت | سه شنبه, ۴ تیر ۱۳۹۲، ۱۲:۰۴ ق.ظ | ۰دیدگاه

    بیوگرافی و زندگینامه پادشاهان ایران (ساسانیان)

     
    1 - اردشیر اول :

    تاریخ درگذشت : 241 میلادی


    بیوگرافی : بنابر روایات ایرانی، ساسان، موبدی در تخت جمشید بود؛ پسرش بابک امیر کوچکی در خور بود؛ بابک، گوچیهر فرمانروای فارس را کشت، خود را شاه آن سامان ساخت، و قدرت خویش را به موجب وصیت به پسر خود شاپور واگذاشت؛ شاپور بر اثر سانحه‌ای مرد و برادرش اردشیر جانشین وی شد. اردوان پنجم، آخرین پادشاه پارت یا اشکانی ایران، از شناسایی این سلسلۀ جدید محلی ابا کرد، اردشیر اردوان را در جنگ کشت (224) و خود شاهنشاه شد (226). وی حکومت سست ملوک الطوایفی اشکانیان را با یک حکومت سلطنتی پر قدرت، که از طریق یک تشکیلات اداری متمرکز اما رو به گسترش امور را می‌گذراند، جایگزین کرد؛ حمایت روحانیان را با بازگرداندن دین زردشت وسلسله مراتب آن جلب کرد؛ و با اعلام اینکه نفوذ هلنیستی را در ایران برخواهد انداخت و انتقام داریوش سوم را از جانشیان اسکندر خواهد گرفت و تمام سرزمینهای شاهان هخامنشی را باز خواهد ستاند، غرور مردم را برانگیخت. او تقریباً به تمام وعده‌های خود وفا کرد. نبردهای سریعش حدود ایران را در شمال خاوری تا جیحون و در باختر تا فرات بسط داد. به هنگام مرگ (241)، تاج را بر سر پسر خود شاپور نهاد و به او سفارش کرد که یونانیان و رومیان را به دریا بریزد.

    **********************************************

    2 - شاپور اول :

    تاریخ درگذشت : 272 میلادی


    بیوگرافی : شاپور اول (241-272) تمام قدرت و کاردانی پدر خویش را به ارث برده بود. سنگنبشته‌ها او را مردی با وجنات زیبا و نجیب وصف می‌کند؛ اما این بدون شک تهنیتی است رسمی. تربیتی عالی داشت و به دانش سفیر یونان، چنان مسحور شده بود که به این فکر افتاد که از سلطنت استعفا کند و فیلسوف شود. برخلاف شاپور دوم، به تمام ادیان آزادی کامل داد، به مانی اجازه داد تا در دربارش موعظه کند، و اعلام کرد که «مغان، مانویان، یهودیان، مسیحیان، و ارباب سایر مذاهب در امپراطوری او از هر ایذایی مصون باشند.» با ادامۀ ویراستن اوستا، که در دوران اردشیر آغاز شده بود، موبدان را تحریض کرد که آثار فلسفۀ مابعدالطبیعی، نجوم، و طب را، که غالباً از هند و یونان گرفته شده بود، در این کتاب مقدس ایرانی بگنجانند. در حمایت از هنر گشاده دست بود. در فرماندهی نظامی به عظمت شاپور دوم یا دو خسرو نمی‌رسید، اما در سلسلۀ طولانی ساسانیان بهترین مدیر بود. پایتخت جدیدی در شهر شاپور ساخت که ویرانه‌های آن هنوز نام او را بر خود دارند، و در شوشتر، در ساحل رود کارون، یکی از ساختمانهای بزرگ مهندسی کهن را برپا داشت. این ساختمان عبارت بود از سدی با قطعات سنگ خارا که پلی به طول 520 متر و عرض 6 متر تشکیل می‌داد؛ برای ساختن این سد، مسیر رود موقتاً عوض شد،‌ بستر آن سنگفرش گردید، و دریچه‌هایی در سد ایجاد شد تا جریان آب را منظم سازد. بنابر روایات، ‌شاپور برای طرح کردن و ساختن این سد، که تا قرن حاضر همچنان دایر بود، از مهندسان و اسیران رومی استفاده کرد. شاپور با آنکه قلباً مایل به جنگ نبود، ناچار به آن دست یازید، به سوریه حمله کرد، به انطاکیه رسید، از ارتش روم شکست خورد، و قرارداد صلحی با رومیان منعقد ساخت (244) که به موجب آن تمام سرزمینهایی را که سابقاً از رومیان گرفته بود به آنان بازگرداند. چون از همکاری ارمنستان با رومیان خشمگین بود، به آن کشور وارد شد وسلسله‌ای طرفدار ایران در آنجا مستقر ساخت. (252). پس از آنکه جناح راستش بدین گونه حفظ شد، جنگ با روم را از سر گرفت. امپراطور والریانوس را شکست داد و دستگیر کرد (260)، انطاکیه را غارت کرد، و هزاران اسیر گرفت تا در ایران به کار اجباری گمارد. اودناتوس، فرماندار پالمورا، با روم همدست شد و شاپور را مجبور کرد تا بار دیگر فرات را مرز ایران و روم بشناسد.

    **********************************************

     

    3 - هرمزد اول :

    تاریخ درگذشت : 274 میلادی


    بیوگرافی : نام کامل هرمزد ، هرمزد اردشیر بوده . وی پسر شاپور اول بود که در سال 273 میلادی پس از درگذشت پدرش ، جانسین وی گشت . روایت می کنند در آن هنگام که اردشیر پاپکان بر مهرک نوشزاد غالب آمد و او را به همراه دودمانش کشت ، تنها یک دختر از او توانست جان سالم به در ببرد . وی به طور ناشناس فرار کرده ، به روستایی رفت و در نزد دهقانی بزرگ شد . روزی شاپور جوان به هنگام شکار ، بر سر راه به آن روستا رسیدند و در باغی که دختر مهرک به طور ناشناس در آن زندگی می کرد فرود آمدند . ، دختر مهرک که چنین دید خواست با دلو از چاه آب بکشد ، از آنجا که دلو بسیار سنگین بود ، شاپور به نوکرش دستور داد اینکار را انجام دهد ، اما نوکر موفق نشد و خود شاپور نیز این کار را به سختی انجام داد ، لیک دریافت که چنین نیرو وهنری فقط در افراد نژاده و اصیل وجود دارد . شاپور پس از آگاه شدن از نام اصالت دختر پنهانی بدون آگاهی پدر با او ازدواج کرد و از او صاحب پسری شد که هرمزد اول بود . هرمزد به هنگام شاهی پدرش حاکم ارمنستان بود و لقب بزرگ ارمنستان شاه را داشت ، در کارنامه اردشیر پاپکان آمده که چون هرمزد به شاهی رسید ، توانست به ایران وحدتت ببخشد و از روم و هند باج و خراج گرفت و قیصر روم و فرمانروای کابل و شاه هند و خاقان ترک و دیگر شاهان برای درود به درگاه او آمدند . در زمان هرمزد کرتیر روحانی معروف و مقتدر ساسانی جایگاه ویژه ای یافت ، و گامهای اساسی در جهت کمک به رسمی کردن آیین زرتشت در کشور برداشت . هرمزد اول در هنگام درگذشت ، در حدود 40 ساله بوده است ، لیک از چگونگی درگذشت او آگاهی ای در دست نیست ، مدت حکومت او یکسال یعنی از سال 273 تا 274 میلادی بود.
     

    **********************************************

     

    4 - بهرام اول :

    تاریخ درگذشت : 276 میلادی


    بیوگرافی : بهرام اول پسر شاپور اول و برادر هرمزد اول بوده است ، اما فردوسی او را پسر هرمزد اول دانسته . بهرام اول در زمان شاهی پدرش – شاپور – تا سال 262 میلادی ، حکوت گیلان و سرزمینهای کرانه دریای خزر را بر عهده داشت و عنوانش گیلانشاه بود . پس از سال 262 نیز شاه کرمان بود . پس از مرگ هرمزد اول ، بهرام اول و برادرش نرسی برسر رسیدن به حکومت به منازعه برخاستند . شاید این کرتیر بود که با نظر مساعد خود نسبت به بهرام اول ، اسباب رسیدن او را به قدرت فراهم آورد و به همین دلیل کرتیر در زمان بهرام اول به مقامی بس بزرگ یعنی موبدان موبد دست یافت ، و در همین راستا بود که مانی و پیروانش در این زمان نابود گشتند . گویند بهرام اول با حیله مانی و پیروانش را به نزد خود خواند ، تا همه یارانش را بشناخت ، آنگاه دستور داد تا او را کشتند و پوست از تنش جدا کردند ، درون پوست را پر از کاه کردند و به یکی از دروازه های جندیشاپور بیاویختند ، نیز بهرام 12 هزار نفر از پیروان مانی را بکشت . بهرام در سال 276 میلادی درگذشت مدت حکومت او 3 سال از سال 274 تا سال 276 میلادی بود.
     

    **********************************************

     

    5 - بهرام دوم :

    تاریخ درگذشت : 293 میلادی


    بیوگرافی : بهرام دوم پسر بهرام اول بود که پس از او به قدرت رسید . وی پیش از رسیدن به قدرت در زمان شاهی پدرش ، فرمانروای سیستان بود و لقب سکانشاه داشت . در زمان بهرام دوم کرتیر – موبدان موبد – به مقام والایی دست یافت و توانست ضربات قاطعی به پیروان مذاهب دیگر وارد آورد ، و دین زرتشت را استحکام فراوان ببخشد . به کرتیر اجازه داده شد تا درباره خدمات خود کتیبه هایی در جایی که پیشتر ، تنها جایگاه کتیبه ها و نقشهای شاهی بود ، پدید آورد . در زمان بهرام دوم کاروس امپراطور روم به ایران لشکر کشید ، و وقتی بهرام فرستادگانی را برای مذاکره درباره صلح به نزد او فرستاد. فرستادگان با پیرمردی روبرو شدند که بر روی زمین نشسته بود و غذایی مرکب از گوشت خوک نمک سود و خشک شده و چند دانه نخود سفت می خورد . و این همان کاروس بود که فقط به جبه ارغوانی که بر تن داشت شناخته می شد ، که امپراطور است . کاروس بدون اینکه فرصتی برای تعارفات معمول باقی بگذارد ، کلاه خود را از سر بی موی خویش برداشت و قسم خورد که اگر شاه ایران سر تعظیم فرود نیاورد ، ایران را چنان عاری از درخت و آبادی خواهد کرد که سر او عاری از مو است . او به قول خود عمل کرد و در همه جا مقاومت ایرانیان را در هم شکست ، تا به تیسفون رسید . اما رعد و برق شدیدی در گرفت و امپراطور را در خیمه اش مرده یافتند . او ظاهرا" گرفتار برق زدگی شده بود . سرباز رومی مرگ او را نشانه خشم خدایان دانستند و عقب نشستند و ایران زمین با این معجزه شگفت انگیز از شر سردار جاه طلبی چون کاروس نجات یافت . صاحب مجمع التواریخ و القصص درباره علت مرگ بهرام دوم می نویسد : پادشاهی شکار دوست بود و هم اندر شکار گاه و از آشفتن باد ، چوب سراپرده بر سرش افتاد و بمرد . البته ممکن است نقش بزرگان مخالف در سستی چوبهای سراپرده اندک نبوده باشد . مدت شاهی بهرام دوم حدود 17 سال از سال 276 میلادی تا 293 میلادی بود.

    **********************************************                       

    6 - بهرام سوم :

    تاریخ درگذشت : 293 میلادی


    بیوگرافی : بهرام سوم یا سکان شاه که در زمان ولایت عهدی ،‌حکومت سیستان یا ---تان را در دست داشت ، بعد از مرگ بهرام دوم تنها توانست در مدت زمان کوتاهی (چهار ماه ) بر مسند قدرت شاهنشاهی ایران تکیه زند.فردوسی در خصوص مدت پادشاهی او از نسخه خطی موزه ایران باستان چنین آورده است: چو شد پادشاهیش بر چهار ماه بر او زار بگریست تخت وکلاه آنچه از پژوهش متن تاریخ بر می آید این است که یکی از شخصیت های مهم تاریخی در اوایل سلطنت شاهان ساسانی ،‌موبد موبدان « کرتیر » بوده است. قدرت کرتیر در امور مذهبی و سایر امور مملکتی در طی مدت سلطنت هفت تن از پادشاهان ساسانی رو به افزایش نهاد و بیشترین قدرت و اعمال نفوذ وی در امور مملکتی در زمان بهرام اول و دوم بوده است. بعد از مرگ شاپور اول ، دومین شاه ساسانی‌، پسر وی هرمز اول قدرت را در دست گرفت و پس از آن برادر وی بهرام اول بر اریکه شاهی تکیه زد. با اعمال نفوذ کرتیر بعد از بهرام اول پسر نوجوانش بهرام دوم شاه شد و نرسی پسر دیگر شاپور اول از سلطنت باز ماند. علل تاریخی این مسئله مربوط به گرایش مذهبی نرسی بود و کرتیر با به سلطنت رساندن بهرام دوم و حمایت از او مانع از این انحراف گردید و در عوض بر قدرت خویش افزود. با مرگ بهرام دوم و به سلطنت رسیدن بهرام سوم، نرسی که در این زمان در ارمنستان به سر می برد، داعیه سلطنت کرد و با ضرب سکه به نام خود عملا علم طغیان و مخالفت برافراشت و در نتیجه جنگی که بین آنان در گرفت،‌نرسی قدرت را به دست گرفت. چو برگشت بهرام را روز بخت به نرسی سپرد آن زمان تاج و تخت نکته ای که باید در اینجا به آن اشاره کرد این است که تشابه ظاهری در نوشتار نام «‌ورهران »‌و نام « نرسی » باعث این شده است که برخی از محققین سکه های بهرام سوم را به نرسی نسبت بدهند. خانم دکتر ملک زاده بیانی با معرفی مدالی از بهرام سوم،‌در مجله بررسی های تاریخی،‌شماره یک از سال پنجم،‌تا حدودی تصویر و تاج زیبای این شاه ساسانی را نمایان ساخت.در حاشیه این مدال بیضوی شکل که گوشه راست آن شکسته است با نوشتار پهلوی چنین آمده است: « زی و (یحیو ) مزدیسن بغی ورهران ملکا... انیران » ، به معنی : « زنده باد مزدا پرست خدایگان بهرام شاه ... غیر ایران ».بعد از شکست بهرام سوم از نرسی و فرار او از پایتخت در سال 293 میلادی بنا به نظر کریستین سن ،‌ممکن است بهرام در بعضی از قسمت های شرقی ایران به شاهی باقی مانده باشد.2اینک سکه ای مسین از بهرام سوم را که به احتمال بعد از خلع شدن از سلطنت در سرزمین‌های شرقی ضرب کرده است 3 را معرفی نموده و علت ضرب آن را نیز بررسی می نماییم. تصویر شاه روی سکه مانند سایر سکه های ساسانی رو به راست نقش شده است و تاج شاه اگر چه به عینه همانند تاج موجود بر سکه های سیمین ومدال منسوب به بهرام سوم نیست ، ولی شباهت زیادی با آن دارد. موهای جمع شده شاه ، تاج با خطوط عمودی و ریش کوتاه در این سکه‌، همانند مدال و سکه های سیمین منسوب به بهرام سوم است. آنچه بیشتر از همه مهم به نظر می رسد، نقش نقر شده بر پشت این سکه و علت این امر است. در پشت این سکه نقش پیکره مردی سوار بر اسب را می بینیم که رو به راست ایستاده و حلقه ای را در دست راست خود گرفته است. این نقش همانند نگاره ‌های تاج بخشی به جا مانده از دوره ساسانیان بوده که در آن مظهر اهورا مزدا و یا در واقع موبد موبدان سوار بر اسب و یا پیاده حلقه قدرت را به شاه تفویض می نموده است. در این سکه نقش پیکره اسب همانند پیکره های تاج بخشی بهرام دوم،‌اردشیر اول و ... طراحی شده است. بر سمت راست سکه ،در پشت پیکره اسب با خط پهلوی خلاصه ای از نام بهرام به صورت (وره ران ) نقر گردیده است. به هر حال اگر قرایت نوشتار بر پشت این سکه را خلاصه ای از نام ورهران بدانیم و تشابه ظاهری نقش چهره شاه را در این سکه و سکه های سیمین و مدال منسوب به بهرام سوم را در نظر بگیریم ، نتیجه حاصله این خواهد بود که بهرام سوم در دوره ای که از سلطنت کنار گذاشته شده بود نیز در بخش هایی از ایران به ضرب سکه پرداخته است. از جمله نقوشی که بر پشت سکه به نظر می رسد، در قسمت ربع اول پشت سکه نقش قیچی مانندی که نماد دادوری کرتیر بوده را می توان متصور شد. علت اصلی ضرب چنین سکه ای تنها این می تواند باشد که بهرام سوم از سکه به عنوان یک برگه تبلیغی اعتراضی استفاده کرده و در این گیر و دار با به تصویر در آوردن نقش موبد موبدان ( که در آن زمان کرتیر بوده است) با حلقه قدرت‌،خویشتن را برگزیده ایزدان و شایسته سلطنت دانسته است و به عبارتی دیگر خواسته تا حقانیت خویش را بر جانشینی بهرام دوم در برابر نرسی ثابت نماید. روی و پشت سکه در جاهای مخلتف نوشتار ضعیفی به چشم می خورد که قابل خواندن نیست .امید است با به دست آمدن نمونه هایی بهتر از این نوع مسکوکات، نقاط مبهم این موضوع نیز روشن گردد. مدت حکومت بهرام سوم حدود 4 ماه در سال 293 بود.

     

     
    • ۹۲/۰۴/۰۴
    • سوشیانت

    هرمزد

    بهرام

    شاپور

    اردشیر اول

    دیدگاه (۰)

    هیچ دیدگاهی هنوز بیان نشده

    ارسال دیدگاه

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    تحلیل آمار سایت و وبلاگ